دانلود فیلم رایگان اهنگ
نوشته شده توسط : dl9800

لحظات نفس گیر نجات یک زن از سیل/ طغیان رودخانه و بی‌احتیاطی

مسافران در پل غله‌زار آذرشهر(آذربایجان‌شرقی) 

 

 

 

 

 

  تماشای  ویدئو  در شبکه ما 



:: بازدید از این مطلب : 729
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

کتاب مکر زنان

روزی نزدیک غروب کتاب فروش دوره گردی در کریاس (ایوان) خانه ای چشمش به زن خوشروئی میخورد و برای فریفتن وی شروع به داد زدن کتاب مکر زنان میکند.
زن که مقصود کتاب فروش را در می یابد اظهار علاقه به کتاب کرده به این شرط که به خانه آمده برایش بخواند و پس از پسند بخرد.
کتاب فروش از خدا خواسته داخل خانه شده زن به اطاقش کشیده در خانه را بسته کنارش به گوش دادن مطالب کتاب می نشیند و در این موقع صدای در خانه بلند میشود.
زن به کتاب فروش میگوید که صدای در زدن شوهرش میباشد و او را داخل صندوق کرده درش را قفل زده و در خانه را باز میکند.
شوهرش که چاروادار و مست و خراب آمده بود زن را به مواخذه کشیده که چرا او را پشت در گذاشته است و زن میگوید مهمان داشته است و برایش ماجرا را از اول تا آخر تعریف میکند و اینکه اکنون در صندوق میباشد.
مرد چاقویش را کشیده و نعره زنان از زن میخواهد که در صندوق را باز کند و زن کلید را تسلیمش میکند و همچی که کلید را در مشت شوهر میگذارد میگوید مرا یاد و تو را فراموش.
و ماجرا را لوث میکند. مرد هم تصور میکند که این حیله ای بوده که زن بدان واسطه شرطی را که با هم سر شکستن جناقی کرده بودند ببرد.
پس خندیده و کلید را به طرف زن پرت میکند و شام و چای و چپق و غیره برگذار میشود و به خواب میرود.
زن هم به سراغ کتابفروش رفته درب صندوق را باز میکند و از خانه بیرونش انداخته و میگوید این فصل را هم به کتابت اضافه کن...

تهران قدیم - جعفر شهری



:: بازدید از این مطلب : 750
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

حظه دستگیری زنی که قصد #بمبگذاری در مدرسه #کودکان عکرمه الخزومی حمص در سوریه را داشت 

 

 

 

 

تماشا در شبکه ما 



:: بازدید از این مطلب : 664
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

#جن_ارواح

ارسالی توسط یکی از اعضاء کانال

 

این خاطره مال بیشتر از 20 سال پیشه،3 یا 4 ساله بودم ولی این خاطره آنقدر دقیق یادمه که انگار چند لحظه پیش اتفاق افتاده.او ن موقع ها خونه ی ما یه آپارتمان کوچیک مرکز شهر بود،من و برادرم یه اتاق مشترک داشتیم،اوقدر کوچیک بودم که نمی تونستم ساعت رو بخونم ولی نیمه شب گذشت بود و همه خواب بودن،من بیدار شدم،خیلی تشنه ام بود،از تخت خواب پایین اومدم و خواب آلود به سمت در رفتم که یه حضور بیرون اتاق حس کردم،فکر کردم پدرمه،صدا زدم بابا،بابا.ولی جوابی نشنیدم،برای آنکه برادرم بیدار نشه به طرف در رفتم بین چارچوب ایستادم و صدا زدم با ب ا ب ا ا ا ا ا... از ترس نفسم بند اومه بود،خودم بودم رو به روی خودم ایستاده بودم و با لبخندی محو به خودم نگاه می کردم ،نمی دونم چقدر طول کشید ولی برای چند لحظه مات مبهوت به خودم خیره مونده بودم.وقتی به خودم اومدم اون موجود که شبیه من بود تصمیم گرفت بدود،بی اختیار من هم به دنبال او شروع به دویدن کردم-گوشه ای از خانه ی ما پاسیویه کوچکی وجود داشت که ما به عنوان انباری ازش استفاده می کردیم و یک تکه از شیشه ی پنجره اش که رو به خیابان بود شکسته بود که پدرم با کیسه و چسب نواری آن را پوشانه بود-آن موجود به طرف پاسیو دوید(منم به دنبالش)از درب بسته گذشت و از محل شکسته ی پنجره بیرون پرید،دیگر دوام نیاوردم فریاد کشیدم،پدر و مادرم سرسیمه از خواب پریدن بعد از روشن کردن چراغ های خونه منو پیدا کردن،بغلم کردن و پرسیدن اینجا چیکار می کنی،لحظه ای مکس کردم بعد گفتم تشنه ام بود پاشدم آب بخورم ،ترسیدم از تاریکی.پدر و مادرم هرگز متوجه نشدن آن شب چه اتفاقی افتاد بود و من هم هنوز پس از سالها هروز و هر شب به آن موجود فکر می کنم و گاهی در تنهایی در گوشه کنار خانه جستجویش می کنم،نمی دونم اون چی بود ولی گاهی هنوزم حضورش را حس می کنم ولی تا کنون دیگر ندیدمش



:: بازدید از این مطلب : 706
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

جن و ارواح
ظاهر شدن وحشتناك جن و اجنه به شكل دختر در جاده

 

 

 

 تماشا در یوتوب 

 تماشا در شبکه ما 



:: بازدید از این مطلب : 770
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

سیل در روستای عجب شیر 

 

به تازگی فیلمی از سیل مرگبار در روستای چنار عجب‌شیر منتشر شده که فریاد و تقلای اهالی روستا را نشان می‌دهد.

 

 

 

تماشا در اینجا از شبکه ما 



:: بازدید از این مطلب : 940
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

جنگل خودکشی کجاست و راز آن چیست؟

جنگل خودکشی کجاست و راز آن چیست؟❗️❗️

 



:: بازدید از این مطلب : 688
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

جنی که در بیابان جلوی قاچاقچیان ظاهر شد ,کلیپ واقعی جن 

 

 

جنی که در بیابان جلوی قاچاقچیان ظاهر شد ,کلیپ واقعی جن 

   تماشای انلابن دریوتوب  اینجا 

     تماشای انلابن در شبکه ما در اینجا 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

داستان_کوتاه_ترسناك_باغ_مرموز

داستان ترسناک باغ مرموز و دختر جن 

در زمانی که نوجوان بودم به همراه سه برادر و دو خواهر و پدر و مادرم در خانه ای در همین روستا زندگی می کردم که شامل دو اتاق و یک راهرو و یک زیرپله همچنین یک تراس و یک حیات بسیار بزرگ همانند یک باغ بود که در آن انواع مرغ و خروس و غاز و اردک وجود داشت و در خانه هم طبق معمول گذشتگان همۀ خانواده در یک اتاق می خوابیدند در یکی از شبها که خوابم نمی برد
صداهایی شنیدم یکی از برادرانم را که کنار من خوابیده بود صدا زدم و هر دو به آرامی پشت درب اتاق که شیشه بود و کاملاً راهرو و پله هایی …که از روی زیرپله به پشت بام می رفت دیده می شد رفتیم و به راهرو که صدا از آنجا می آمد نگاه کردیم و با کمال تعجب دیدیم چهار نفر که حدود شصت سانت قدشان بود و یکی از آنها یک چادر گلگلی به سر داشت از زیرپله بیرون آمده و به سمت پله ها برای رفتن به پشت بام در حرکت بودند که ناگهان برادرم فریاد کشید دزد

برای خوانندن داستان به ادامه مطلب بروید 

 



:: بازدید از این مطلب : 664
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 31 فروردین 1396 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

عکس اینستا گرام مهسا کاشف؛بازیگر سینما و تلویزیون



:: بازدید از این مطلب : 1512
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 30 فروردین 1396 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران