دانلود فیلم رایگان اهنگ
نوشته شده توسط : dl9800

فوري
فوري
اخبار حوادث، فوري
غرق ناو هواپيما بر "جان اف كندي" توسط "ايران".
ناو هواپيما بر جان اف كندي با ٣٥٩٠ نفر خدمه و ٢٧ هواپيما امروز در خليج فارس توسط ايران غرق شد.
پنتاگون اعلام كرده اين ناو در اخرين موقيعت در ابهاي بين المللي بوده و گمان ميرود بيشتر خدمه سالم باشند.
دولت هاي عمان و امارات و بحرين و كويت و قطر نيروي دريايي خود را جهت پيدا كردن خدمه ناو غرق شده دقايقي پيش اعزام كردند.
پنتاگون اعلام كرده بشدت با اين عمل ايران برخورد خواهد كرد ولي هنوز پرزيدنت ترامپ اعلاميه اي نداده است.
جلسه اضطراري هم اكنون در كاخ سفيد با حضور رييس جمهور ايالات متحده، وزير دفاع و فرمانده نيروي دريايي اين كشور پشت درهاي بسته تشكيل شده.
هنوز منابع رسمي دولت ايران عكس العملي به اين حادثه نشان نداده اند.
منابع غير رسمي اعلام كرده اند كه اين ناو غول پيكر در اثر برخورد با تور ماهيگيري جاسم، ماهيگير اباداني غرق شده است.
اينجا آبادان است ...



:: بازدید از این مطلب : 592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 09 اسفند 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﺼﺎﺑﯽ ، ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ
ﻗﺼﺎﺑﻪ ، ﮔﻮﺷﺖ ﻫﺮﮐﯽ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺻﺪﺍﺵ ﻣﯿﺰﺩ :
ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩ ؟؟
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﯿﺎ ﺟﻠﻮ !
ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ؟؟
ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﮔﺎﻭﻡ |:
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺟﯿﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﮔﻔﺖ ﺟﯿﮕﺮ ﺑﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ



:: بازدید از این مطلب : 593
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 09 اسفند 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

غضنفر ﺍﺯ ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ :
ﺑﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮔﺮﻡ؟
ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ : ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ!


غضنفر ﮔﻔﺖ : ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﻮﺍ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮔﺮﻣﺶ ﮐﻨﯽ؟
ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ : ﺍﻫﺎ ﭘﺲ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ!

عضنفر ﮔﻔﺖ : ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻨﮏ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺍﻧﯿﺸﺘﻦ ﮔﻔﺖ : اگر بگم گوه خوردم ﻭﻟﻢ میکنی



:: بازدید از این مطلب : 655
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 09 اسفند 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

ديشب قابلمه همسایمون و بردم پس بدم رفتم دم خونه پشت در وايستادم

 

 

 

 

بعد از ٥ دقيقه ديدم ٢٠٠ نفر با قابلمه پشت سرم وايستادن

فک کرده بودن نذری میدن



:: بازدید از این مطلب : 524
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 09 اسفند 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

خانمهای متأهل بخونن☺️☺️

 

خوشبختی یعنی اینکه...


یه ادم خیلی باکلاس جلوی مادرشوهرت ازت خواستگارى کنه.بعد وقتی گفتى من متاهلم بگه چه حیف من دنبال یه همچین عروس خوشگلی میگشتم!

:: بازدید از این مطلب : 843

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 09 اسفند 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

میرزا قاسمی
یکی از خوراک های محلی استان گیلان است. مواد موردنیاز برای تهیهٔ آن عبارتند از: بادمجان، سیر، روغن، تخم‌مرغ، نمک و ادویه. میرزا قاسمی توسط محمدقاسم خان والی در دوره ناصرالدین شاه، ابداع شد.
محمدقاسم خان والی (درگذشتهٔ ۱۲۸۹ هجری قمری) سفیر ایران در روسیه و حاکم گیلان بود.قاسم خان، پسر دوستعلی خان معیرالممالک و نوه حسنعلی‌بیگ بسطامی بود. او توسط برادرش حسینعلی خان معیرالممالک وارد دستگاه دولت شد و مورد توجه محمدشاه و سپس ناصرالدین شاه قرار گرفت. در ۱۲۷۱ ناصرالدین شاه او را به کنسول گری تفلیس گماشت و پس از مدتی به همراه عباسقلی خان نوری برای تهنیت جلوس تزار الکساندر دوم به روسیه فرستاد. قاسم خان پس از بازگشت عباسقلی خان نخست به سمت وزیر مقیم و سپس وزیرمختار در روسیه ماند.او پس از بازگشت از روسیه به پاس خدماتش نشان اقدس دریافت کرد که مهم ترین نشان امتیاز در آن دوران بود. سپس به حکومت گیلان منصوب شد و در زمانی که ظل السلطان والی اصفهان و فارس بود، به سمت پیشکاری حکومت فارس را در دست گرفت و نظم و امنیت را به آن منطقه بازگرداند.
قاسم خان والی ذوق آشپزی داشت و خوراکی که امروز به میرزاقاسمی معروف است، از ابداعات اوست که به نام وی نیز نام‌گذاری شده است. او این خوراک را پس از بازگشت از سن پترزبورگ در سال ۱۸۶۰ میلادی و به هنگام حکومتش در رشت مرسوم کرد.
بن مایه:معیری، دوستعلی. رجال عصر ناصری. تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۱. صص ۱۷۷- ۱۷۸.
عکس نخست: محمدقاسم خان والی در زمان تصدی سمت وزیرمختار ایران در روسیه
عکس دوم: میرزا قاسمی



:: بازدید از این مطلب : 550
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 05 اسفند 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

خرید اینترنتی لاک حرارتی 

 

لاک حرارتی ناخن

پکیج اورجینال 5 عددی

شامل رنگ های: قرمز، نارنجی، آبی، سبز و بنفش


ناخن های خود را به شکل شگف انگیزی خاص و زیبا کنید

یکی از پر طرفدارترین محصولات آرایشی


قابلیت تغییر رنگ با سرما و گرما

قابلیت تغییر رنگ بادمای بدن

دارای درخشندگی فوق العاده


قیمت : 24000 تومان



لاک حرارتی، یک لاک منحصر به فرد می باشد که با تغییرات دمای بدن شما تغییر رنگ می دهد. حتی با در دست داشتن چای، شیر، قهوه، و یا هر چیز داغ دیگر شما می توانید شاهد تغییر رنگ زیبا و خاص این لاک باشید. حتی می توانید دستان خود را در معرض آب سرد قرار دهید تا طرح و رنگی تازه را بر روی ناخن های خود مشاهده کنید. در واقع باید گفت لاک حرارتی حساس به دماست و با افزایش و کاهش دما، رنگ آن تغییر می کند. شما با خرید این پکیج اورجینال 5 لاک حرارتی در رنگ های قرمز، نارنجی، آبی، سبز و بنفش تحویل خواهید گرفت.




قیمت : 24000 تومان



لاک حرارتی ناخن در اثر حرارت گرما و سرما تغییر رنگ داده و رنگ زیبا و جذابی به خود می گیرد و باعث شگفتی اطرافیانتان می گردد به طوری که اگر در مجلسی نشسته و چای میخورید اگر از لاک حرارتی استفاده کرده باشید رنگ آن در اثر حرارت چای به یک رنگ دیگر تغییر پیدا میکند و این همان ویژگی منحصربه فرد این لاک نسبت به دیگر لاک ها میباشد و با وجود لاک حرارتی شما دیگر نیازی به لاک پاک کن ندارید چون در اثر سرما و گرما تغییر رنگ داده و زیبایی و جذابیت دستتان شما را چندین برابر جلوه می دهد.


قیمت : 24000 تومان



ویژگی های لاک حرارتی ناخن:
- قابلیت تغییر رنگ با سرما و گرما
- قابلیت تغییر رنگ با دمای بدن
- دارای درخشندگی فوق العاده
- کیفیت بسیار بالا
- ماندگاری طولانی مدت
- پکیج اورجینال شامل 5 رنگ زیبا و جذاب: قرمز، نارنجی، آبی، سبز و بنفش









روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت : 24000 تومان

 



:: بازدید از این مطلب : 608
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 30 بهمن 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

#جن_ارواح
#داستان_ارسالي

پادگان ما خیلی مخوف بود خیلیا واسشون اتفاقای ترسناک افتاده بود. پادگان قدیمی با حداقل سرباز برجای دیده بانیم فاصلش زیاد بود. شب هایی ک شیفت نگهبانی بود خیلی بد بود. یک شب ک شیفتم بود نشسته بودم تو اتاقک و تو فکر بودم ک ی صدایی شنیدم مثل پچ پچ بود از حرفایی ک واسم تعریف کرده بودن یادم اومد و یکم ترسیدم ولی زیاد توجه نکردم. واسه اینکه فکرش از سرم بره رفتم دم در یه سیگار بکشم. سیگارو روشن کردم یواشکی داشتم میکشیدم ک یهو دیدم دودا داره ب طور عجیبی میره پایین خیلی برام عجیب بود کم کم حضور یک نیرویی رو داشتم حس میکردم یکم سرد شده بود توی اون سکوت داشت ترس وجودمو فرامیگرفت توجه کردم دیدم دودا داره میره تو سریع خاموشش کردمو رفتم تو اتاق دم در ک رسیدم اینجام همین حسو داشتم قلبم داشت تند میزد میخواستم هرجور شده حواسمو پرت کنم درو باز کردم چشم ب صندلی افتاد نفسم میخواست وایسته نگاه کردم دیدم یکی پشت ب من رو صندلی نشسته و داره زیرلب یچیزایی میگه و میخنده. از پشت خیلی عجیب بود توصیفش نمیتونم بکنم فقط در اون لحظه ب حد مرگ ترسیده بودم یهو ی صدایی از پشتم اومد اصلا جرأت برگشتن نداشتم ولی هرجور بود سرمو برگردوندم دیدم هیچی نیست دوباره جلو رو نگاه کردم صندلی خالی بود صداها باز میومد ایندفه بلندتر ب خودم اومدم با سرعت تمام دویدم سمت آسایشگاه هنوز ب دم در نرسیده بودم ک زیرپام خالی شدو محکم خوردم زمین. خیلی وضعیت بدی بود صدای پاهاشونو میشنیدم انگار چندتا بودن. صدام از ترس درنمیومد بلخره هرجور بود داد کشیدم کمک خودمو رو زمین میکشیدم و داد میزدم ب سمت اسایشگاه. یهو ی چیزی پامو گرفت جرات ب عقب نگاه کردن نداشتم فقط خودمو میکشیدم و داد میزدم دیدم داره منو میکشی عقب خیلی زور داره هرچی تقلا کردم فایده نداشت داشتم از ترس میمردم نزدیک بود بیهوش بشم میگفتم از جونم چی میخواین ولی جواب نمیدادن دیگه داشتم نا امید میشدم و انرژیم برام نمونده بود یهو دیدم برق اسایشگاه روشن شدچند نفر اومدن بیرون تا منو دیدن دویدن سمتم اونا هم رفته بودن دیگه اثری نبود ازشون. رسیدن بالا سرم گفتن چی شدهچرا رنگت پریده هیچی نتونستم بگم همونجا از حال رفتم...
وقتی بهوش اومدم چند نفر بالاسرم بودن داستانو ک گفتم گفتن شاید خیالاتی شدی ولی مچ پامو ک دیدن باورکردن. هنوزم ردش هست.



:: بازدید از این مطلب : 530
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 30 بهمن 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

ﻣﺎ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ، ﻳﻪ ﮐﻬﻨﻪ ﺍﻱ، ﻣﻴچپوندن
ﻻﻱ پامونو ﺑﻘﭽﻪ ﻣﻴﮑﺮﺩﻥ ﺗﺎ ﻳﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺯﺵ
ﮐﻨﻦ ..
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻻﻥ ﭘﻮﺷﮏ ﺯﺩﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﭽﻪ ﺑﺎ ﺧﺮﻭﺟﻲ ﻫﻮﺍ ﺍﺯ ﻫﺮﺩﻭ
ﻃﺮﻑ ، 8 ﻻﻳﻪ ﻣﺤﺎﻓﻆ ، ﻭﻳﺘﺎﻣﻴﻨﻪ ،
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻋﺼﺎﺭﻩ ﻱ ﻣﺎﻟﺖ ، 12 ﺍﻳﺮ ﺑﮓ ، ﮐﺮﻭﺯ
ﮐﻨﺘﺮﻝ ،ﺳﻨﺴﻮﺭ ﻋﻘﺐ ، ﺗﻬﻮﻳﻪ ﻣﻄﺒﻮﻉ ،
ﺑﺎ ﺍﻝ ﺳﻲ ﺩﻱ !
ﻣﺜﻼً ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﯾﻨـﻪ ﺑﭽـﻪ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﻣﯿﺸـﻪ ؟



:: بازدید از این مطلب : 585
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 بهمن 1395 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

من فک کنم

:: بازدید از این مطلب : 724

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 28 بهمن 1395 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران