دانلود فیلم رایگان اهنگ
نوشته شده توسط : dl9800

[آموزش های هک کلش اصلی به اضافه اموزش ویدئویی

[آموزش های هک کلش اصلی به اضافه اموزش ویدئویی

                                                                 

                                                                      دانلود با حجم 200 مگ

 

همرا ه هدیه 3 ماهه 

 

 

 

قبل خرید به ایدی یاهو پیام بدهید

 

parsi.modern@yahoo.com 

 

 

 

با تشکر از خرید شما



:: بازدید از این مطلب : 1085
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

اموزش تماس رایگان با شماره ناشناس وپیامک رایگان ارسال کنید

اموزش تماس رایگان با شماره ناشناس وپیامک رایگان ارسال کنید

اموزش تماس رایگان با شماره ناشناس وپیامک رایگان ارسال کنید 

 

 

لطفا از این نرم افزار درست استفاده کنید 

 

 

لینک دانلود نرم افزار 

دانلود اموزش 

 

همرا ه هدیه 3 ماهه 

 

 

 

 

قبل خرید به ایدی یاهو پیام بدهید

parsi.modern@yahoo.com 

سایت کرج دانلود  مال خودمه  



:: بازدید از این مطلب : 787
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

افزایش بازدید وبلاک بصورت رایگان تست شده

 

افزایش بازدید وبلاک بصورت رایگان تست شده

افزایش بازدید وبلاک بصورت رایگان  تست شده

افزایش بازدید وبلاک بصورت رایگان  



:: بازدید از این مطلب : 759
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 25 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800


داستان طنز

یه روز تو پیاده رو داشتم می رفتم ، از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس ، کارت های رنگی قشنگی دستشه ولی این کارت ها رو به هر کسی نمیده ! به خانم ها که اصلاً نمی داد و تحویلشون نمی گرفت ، در مورد اقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کارت میداد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند ، احساس کردم فکر میکنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی خیلی خوشگل و گرون قیمت رو نداره ، لابد فقط به ادم های با کلاس و شیک پوش و با شخصیت میده !

بدجوری کنجکاو بودم بدونم اون کارت ها چین !! با خودم گفتم یعنی نظر این کارت پخش کن خوش تیپ و با کلاس راجع به من چیه ؟! منو تائید می کنه ؟!
کفش هامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و برق بزنه ! شکمو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو جوری نشون بدم که انگار واسم مهم نیست ! دل تو دلم نبود ! یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل میده ؟! همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخندی بهم نگاه کرد و یک کاغذ رنگی طرفم گرفت و گفت : اقای محترم ! بفرمایید !

قند تو دلم اب شد ! با لبخندی ظاهری و با حالتی که نشون بدم اصلا برام مهم نیست بهش گفتم : می گیرمش ولی الان وقت خوندنش رو ندارم ! چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اون قدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک ! وایستادم و با ذوق تمام به کاغذ نگاه کردم ، فکر می کنید رو کاغذ چی نوشته بود ؟؟

دیگر نگران طاسی سر خود نباشید ! پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریکا



:: بازدید از این مطلب : 844
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 24 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

گرز گاو سر: آمیزه ای از قدرت و اعتبار


گرز گاوسر یکی از معتبرترین جنگ افزارهای است که در سنت های ادبی و مذهبی ایرانی وجود دارد. گاو همواره یکی از مهمترین مولفه های اساطیر ایرانی بوده و از این رهگذر آن را در بسیاری از ابزارها و اشیای هنری مشاهده می کنیم. با دانستن اهمیت نمادین گاو جای تعجب ندارد که به عنوان یک نمونه بارز در جنگ افزارهای ایرانی هم حضور دارد.

گرز گاوسر و آیین میترا

 

سر گاوشکل گرز در واقع نماد قربانی کردن گاو از سوی میتراست که این کار را برای حاصلخیزی خاک و تغذیه جمعیت انجام می دهد . پرستش خورشید و ایزد ایرانی میترا از زمان های بسیار دور سازندگان سلاح ها و زره پوش ها را در انتخاب نشان های تزئینی تحت تاثیر قرار داده بود و این تاثیر پذیری حتی در دوران اسلامی هم ادامه یافت. برای نمونه، بسیاری از سپرها و کلاهخود های دوران قاجار مزین به خورشید و سمبل های چهره میترا هستند. بر اساس افسانه ها، میترا در قرن چهارده پیش از میلاد پا به زمین گذاشت و به مردم کشاورزی آموخت. او آنگاه برای حاصلخیزی زمین گاوی را کشت و خون آن را بر زمین پاشید و از گوشت آن نیز برای خوراک مردم استفاده کرد. بعد از انجام دادن این ماموریت او به بهشت بازگشت تا در آنجا به خورشید بپیوندد.

گرز گاو سر در حماسه ها و اسطوره های ایرانی

 

در ادامه گرز گاو سر به یک سلاح نمادین و معتبر تبدیل شد که به شاهان ایران هم نسبت داده می شدند. در اسطوره های ایرانی آمده است که فریدون گاوی که به وی شیر می داد را دوست می داشت به همین دلیل گرزی با سر گاو درست کرد و از آن در نبرد با ضحاک استفاده کرد . خیلی از پهلوانان اسطوره ای از جمله رستم، گیو، اسفندیار و گشتاسپ نیز با گرزهایی گاوسر به جنگ دیوان و موجودات خبیث رفتند. در دوران ساسانیان، شاه بهرام پنجم (بهرام گور) در نبرد با شیران درنده گرز گاو سر را به کار برد تا بتواند تاج پادشاهی را از میان آن ها گرفته و از آن خود کند

هارپر می نویسد شاهان ایران و قهرمانان شاهنامه در جنگ ها گرزهای گاو سر را به کار می بستند. در کتاب حماسی شاهنامه فردوسی، فریدون یکی از شاهان اسطوره ای ایرانی به آهنگرانش دستور داد یک گرز با سر گاو برایش بسازند تا با آن به جنگ ضحاک برود. شاهنامه شرح می دهد که چگونه ضحاک (آژی دهاک) در کابوس سه رزمنده را دید که به وی حمله بردند. جوانترین آن ها گرزی به شکل سر گاو داشت که با آن بر سرش کوبیده و آن گاه به همراه دو جوان دیگر وی را به کوه دماوند بردند. وقتی ضحاک از خواب پرید، عرقریزان و وحشتزده از طالع بینان خود خواست که خوابش را تعبیر کنند.

 

آنها به او گفتند کودکی متولد می شود که نامش فریدون خواهد بود. او روزی به پادشاهی رسیده و تخت پادشاهی ضحاک را واژگون کرده و وی را به بند می کشد. سربازان ضحاک در میان کودکان تازه متولد شده به جستجو پرداختند تا فریدون را بیابند. مادر فریدون برای محافظت از او، وی را به نگهبان مزرعه ای سپرد تا از فرزندش مراقبت کند. در ادامه داستان گاوی به مدت سه سال به فریدون شیر می دهد. در این میان سربازان پدر فریدون را دستگیر می کنند و مغزش را خوراک مارهای بر دوش ضحاک می کنند. سپس سربازان از محل نگهداری فریدون اطلاع می یابند. برای همین مادر فریدون خردسال را از مزرعه به کوه البرز برد که در آنجا به یک مرد پارسا بسپارد. موقعی که سربازان ضحاک به مزرعه مورد نظر رسیدند، گاو محبوب فریدون را کشتند و مزرعه را هم به آتش کشیدند

.

فریدون در هجده سالگی تصمیم گرفت از ضحاک انتقام بگیرد. در همان زمان، آهنگری موسوم به کاوه آهنگر علیه ضحاک سر بر شورش بر آورد چرا که نمی خواست فرزندش به خاطر مارهای بر دوش ضحاک کشته شود. او پیش بند خود را بر سر چوبی نصب کرد و از آن بیرقی ساخت و به فریدون پیوست. آهنگران گرز گاو سری برای فریدون ساختند. سپاه فریدون در نبرد با ضحاک پیروز شد و خود ضحاک را به زنجیر کشیدند و در دماوند زندانی کردند. گفته می شود در هنگامه ظهور سوشیانت، ضحاک زنجیرهای خود را پاره می کند و دست به نابودی مردم و ستوران می زند. از این رو اهورامزدا گرشاسپ را برمی خیزاند تا ضحاک را با گرز گاو سر خویش از بین برد

گرز گاوسر از دوران قاجار

بسیاری از متون ایرانی هم به این نوع سلاح که به وسیله شاهان و پهلوانان به کار می رفت اشاره می کنند. برخی عبارات که در توصیف گرز گاو سر به کار می رود: الف) گرز گاو چهر ، ب) گرز گاوپیکر ، ج) گرز گاورنگ ، د) گرز گاوروی ، گرزگاوسر .

گرزهای گاوسر و زردشتیبان

علاوه بر استفاده از گرز گاو سر به وسیله قهرمانان حماسه ها، این سلاح باستانی اهمیت مذهبی نیز داشت. هنوز هم در میان پارسیان هند استفاده از این نوع گرز در مراسم مذهبی رایج است. یک موبد جوان که می خواهد وظیفه مذهبی اش را پس از اتمام مراسم نبرادا کند به آتشکده رفته و یک گرز گاو سر کوچک به دست راست می گیرد و بخش هایی از اوستا را خوانده و دعا می کند بنابراین گرز گاوسر هنوز هم در میان زردشتیان و در تشریفات مربوط به آغاز به کار موبدان جوان استفاده می شود. در دوران قاجار نیز استفاده از عصای سلطنتی گاوسر رواج داشت و در آتشکده های زردشتی امروزه نیز سلاح باستانی گرز گاوسر از ابزارهای مقدس به شمار می روند. زردشتیان این گرز را “گرز جنگی فریدون” یا “گرز میترا” می خوانند که احتمالا این عنوان به نقش میترا به عنوان پاسدار عدالت اشاره دارد. گرز (کوپال) میترا در اوستا به صورت “با یک گرز با صد گره و صد لبه، به جلو حمله می کند و شخص را به زمین می زند، یک گرز ساخته شده با برنج قرمز…؛ قوی ترین سلاح، پیروزترین سلاح؛ بر ضد انگرا مینیو، که سراسر مرگ است” توصیف شده است

 
 


:: بازدید از این مطلب : 1185
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 24 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت: «خبر داری که چیزی آمده که ما را می‌بُرد و از پایمان می‌اندازد؟»

درخت پیر گفت: «برو ببین از ما هم چیزی همراه او هست؟»

درخت جوان رفت و دید سری از آهن و دسته‌ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر برگشت و گفت: «سرش آهن و تنه‌اش چوب است.»

درخت پیر آهی کشید و گفت: «از ماست که بر ماست.»



:: بازدید از این مطلب : 780
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 24 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

چرا تبلیغ موفق نبود ؟

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و نا امید از خاورمیانه بازگشت.
دوستی از وی پرسید: «چرا در کشورهای عربی موفق نشدی؟»
وی جواب داد: «هنگامی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:
پوستر اول ...
مردی را نشان می داد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان می داد.
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان می داد.
پوستر ها را در همه جا چسباندم.»
دوستش از وی پرسید: «آیا این روش به کار آمد؟»
وی جواب داد: «متاسفانه من نمی دانستم عربها از راست به چپ می خوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند.»
قبل از هر کار جدیدی باید مطالعات اولیه به صورت کامل با در نظر گرفتن همه جوانب انجام بشه.



:: بازدید از این مطلب : 807
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 24 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

پول


اگر کسی دنبال پول بدود می گویند دیوانۀ پول است!
اگر پول پس انداز کند... می گویند سرمایه دار است!
اگر پول خرج کند، می گویند خوشگذران است!
اگر پول درنیاورد می گویند بی عرضه است و اگر برای پولدار شدن تلاش نکند... می گویند بلندپروازی ندارد!
اگر بدون کار کردن پول به دست بیاورد می گویند مفت خور است...
و خلاصه
اگر بعد از یک عمر جان کندن پولی جمع کرده باشد...
می گویند از آن احمق هایی بود که از زندگی اش چیزی نفهمید!!

ویک_آلیور



:: بازدید از این مطلب : 857
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

مردی خسیس تمام دارایی اش را فروخت و طلا خرید.

 او طلاها را در گودالی در حیاط خانهاش پنهان کرد. او هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد. 

تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد.

 همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت. 

روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت. 

او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد.

 رهگذری او را دید و پرسید: چه اتفاقی افتاده است؟ مرد حکایت طلاها را بازگو کرد. رهگذر گفت: 

این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست،  تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟ 

 

ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است. 

اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده است و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید. 

بخشش مال همچون هرس کردن درخت است پول با بخشش زیادتر و زیادتر میشود. 

دارایی شما حساب بانکیتان نیست. دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته هایی است که برای یاری رساندن دیگران به گردش درمیآورید



:: بازدید از این مطلب : 864
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 بهمن 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

نفرین مرد عرب به تاجر انگلیسی

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید که ازین که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود .
تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند.
تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟
مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد
تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند نفرین انگلیسی هم یادش بده.



:: بازدید از این مطلب : 760
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 بهمن 1394 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید