دانلود, فیلم رایگان , دانلود بالینک مستقسم , دانلود فیلم رایگان با لینک مستقیم , کرج دانلود , دانلود نرم افزار, دانلود موزیک شاد بی کلام
دانلود فیلم تاریخی , بارگیری فیلم ایرانی, دانلود فیلم تخیلی, دانلود فیلم عاشقانه , دانلود فیلم علمی تخیلی ,کرج دانلود بهترین جوکهای روز , جوک های ضد حال, دانلود فیلم از کرج دانلود
دانلود, فیلم رایگان , دانلود بالینک مستقسم , دانلود فیلم رایگان با لینک مستقیم , کرج دانلود , دانلود نرم افزار, دانلود موزیک شاد بی کلام
دانلود فیلم تاریخی , بارگیری فیلم ایرانی, دانلود فیلم تخیلی, دانلود فیلم عاشقانه , دانلود فیلم علمی تخیلی ,کرج دانلود بهترین جوکهای روز ,بیوگرافی,حکایت,پست های عاشقانه,جوک ایرانسل,جوک پسته,جوک یارانه,جوک پراید,جوک حمید معصومی نژاد,جوک شامپو پرژک,جوک حاضر جوابی,پیامک های ضد حال,حکایت,جوک جناب خان,دیالوگ,جوک جمله سازی,متن های زیبا,جملات عاشقانه,جوک ضد دختر,
جوک جمله سازی ,جوک در مورد تیم پرسپولیس,جوک یارانه,جوک کولر,داستان,جوکای الکی مثلا
جوک پراید,جوکای الکی مثلا,جوک درمورد توافق هسته ای,گلچین بهترین جوک ها,
به نام انسانیت اکبرعبدی میگوید: یک روز سر سریال با "حسین پناهی" بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟ گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟ گفتم: آره! گفت:من هم خیلی دوستش داشتم . ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم...
:: بازدید از این مطلب : 1099
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 09 اردیبهشت 1394 |
نظرات (0)
شیخ را پرسیدن 'علاج عشق" چیست؟ شیخ رفت و بالیشی را بیاورد سپس سرش را بر روی بالش قرار داد و فرمود گم شین بیرون! میخوام بخوابم . شیخ خسته بود ... خسته:|
:: بازدید از این مطلب : 641
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سهشنبه 08 اردیبهشت 1394 |
نظرات (0)
پادشاه مصر به یوسف گفت:خواب دیدم هفت جوان قوی هیکل،سیبیل کلفت،شلوار پلنگی هفت گاو را بالای نیسان انداختند و رفتند،تعبیرش چیست؟یوسف گفت: یا ابوالفضل. فرار کنید ملایری ها وارد مصر شدند
:: بازدید از این مطلب : 1020
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سهشنبه 08 اردیبهشت 1394 |
نظرات (0)
مورد داشتیم دختره رفته نونوایی، رفته تو صفه یه دونه ای , بعد نوبتش که شده گفته سه تا میخوام. شاطر بهش گفته پس چرا تو این صف وایسادی؟ دختره گفته آخه من یه دونه ام, نه داداش دارم نه خواهر . . . . . . میگن شاطره رو خودش کنجد پاشیده و پریده توى تنور!
:: بازدید از این مطلب : 1096
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سهشنبه 08 اردیبهشت 1394 |
نظرات (0)
کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، دختر ثروتمند و مغروری به او رسید وبا تکبر گفت: . . . بکار ؛ . . . . . بکار که هر چه بکاری ما میخوریم! . . . . . . . . . کشاورز نگاهی ب او انداخت و گفت: دارم یونجه میکارم!
:: بازدید از این مطلب : 976
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سهشنبه 08 اردیبهشت 1394 |
نظرات (0)
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید