دانلود فیلم رایگان اهنگ
نوشته شده توسط : dl9800

حکایت باور

کودکی از مسئول سیرکی پرسید: چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است.

صاحب سیرک گفت: این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است، آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.

کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد



:: بازدید از این مطلب : 847
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 29 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

درویشی به در دهی رسید جمعی کدخایان را دید آن جا نشسته، گفت چون چیزی بدهید وگرنه با شما نیز آن کنم که با آن دیگر کردم.

ایشان بترسیدند گفتند مبادا این ولیّی یا ساحری باشد و خرابیی از او به ما رسد. آنچه خواستند بدادند. بعد از آن از او پرسیدند که که با آن ده دیگر چه کردی؟

گفت آن جا سوال کردم هیچ به من ندادند، آن ده رها کردم و این جا آمدم اگر شما نیز چیزی به من نمی دادید این ده رها می کردم و ده دیگر دیگر می رفتم.
(عبید زاکانی)



:: بازدید از این مطلب : 1026
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 29 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

در سرزمین پروانه ها افسانه ای وجود دارد در مورد پروانه ای پیر. یک شب وقتی که پروانه پیر هنوز بسیار جوان بود، با دوستانش پرواز می کرد. 

 

ناگهان سرش را بلند کرد و نوری سپید و شگفت آور را دید که از میان شاخه های درختی آویزان است. در واقع،این ماه بود. ولی چون تمام پروانه ها سرگرم نور شمع و چراغ های خیابان بودند و همیشه به دور آنها می گشتند، قهرمان با دوستانش هرگز ماه را ندیده بود.

 



:: بازدید از این مطلب : 925
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 29 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

داستانی برای تمامی زنان و مادران ایران

وقتی بچه بودیم، مادرم یک عادت قشنگ داشت: وقتی توی آشپزخانه غذا می پخت برای خودش یواشکی یک پرتقال چهارقاچ می کرد و می خورد. من و خواهرم هم بعضی وقت ها مچش را می گرفتیم و می گفتیم: ها! ببین! باز داره تنهایی پرتقال می خوره. و می خندیدیم. مادرم هم می خندید. خنده هایش واقعی بود اما یک حس گناه همراهش بود. مثل بچه هایی که درست وسط شلوغی هایشان گیر می افتند، چاره ای جز خندیدن نداشت.

مادرم زن خانه بود (و هست). زن خانواده بود. زن شوهرش بود. تقریبا همیشه توی آشپزخانه بود. وقت هایی هم که می آمد پیش ما یک ظرف میوه دستش بود. حتی گاهگاهی هم که برای کنترل مادرانه بچه هایش سری به ما می زد. دست خالی نمی آمد: یک مغز کاهوی دو نیم شده توی دست هایش بود. یک تکه برای من، یک تکه برای خواهرم.
وقتی پدرم از سر کار می آمد، می دوید جلوی در. دست هایش را که لابد از شستن ظرف ها خیس بودند، با دستمالی پاک می کرد و لبخندهای قشنگش را نثار شوهر خسته می کرد. در اوقات فراغتش هم برایمان شال و کلاه و پلیور می بافت و من خواهرم مثل دو تا بچه گربه کنارش می نشستیم و با گلوله های کاموا بازی می کردیم.

مادرم نور آفتاب پهن شده توی خانه را دوست داشت. همیشه جایی می نشست که آفتابگیر باشد. موهای خرمایی اش و پنجه پاهای بیرون زده از دامنش زیر آفتاب می درخشیدند و دستهایش میل های بافتنی را تند و تند با ریتمی ثابت تکان می داد.
مادرم نمونه کامل یک مادر بود . مادرم زن نبود، دختر نبود، دوست نبود. او فقط در یک کلمه می گنجید: مادر.
یادم می آید همین اواخر وقتی پدرش مرد، تهران بودم. زود خودم را رساندم. رفته بود پیش مادربزرگم. وقتی وارد خانه پدربزرگم شدم محکم بغلم کرد و شروع کرد به گریه کردن. من در تمام مراسم پدربزرگم فقط همان یک لحظه گریه کردم. نه به خاطر پدربزرگ. به خاطر مادرم که مرگ پدرش برای اولین بار بعد از تمام این سال ها، از نقش مادری بیرونش آورده بود و پناه گرفته بود توی بغل پسرش و داشت گریه می کرد. و من به جز همین در آغوش گرفتن کوتاه چیزی به مادرم نداده بودم. چیزی برای خود خودش.

مادرم، هیچ وقت هیچ چیز را برای خودش نمی خواست. تا مجبور نمی شد لباس نمی خرید. اهل مهمانی رفتن و رفیق بازی نبود. حتی کادوهایی که به عناوین مختلف می گرفت همه وسایل خانه بودند. در تمام این سال ها تنها لحظه هایی که مال خود خودش بودند، همان وقت هایی بود که یواشکی توی آشپزخانه برای خودش پرتقال چهارقاچ می کرد.

سهم مادرم از تمام زندگی همین پرتقال های نارنجی چهارقاچ شده ی خوش عطر یواشکی بودند.



:: بازدید از این مطلب : 1066
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 29 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

داستان طنز

پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند.
هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید.

آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. اما یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند.

بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رئیس آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟
یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد.

رئیس گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟!

از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید.



:: بازدید از این مطلب : 1029
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 29 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

روزی زنی از خواب بیدار می شود در آینه نگاه می كند و متوجه می شود كه فقط سه تار مو روی سرش مانده.

 

بخود می گوید: فكر می كنم بهتر باشد امروز موهایم را ببافم؟

 

همین كار را می كند و روز را به خوشی می گذراند.

 

روز بعد از خواب بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و می بیند كه فقط دو تار مو روی سرش مانده.

 

بخود می گوید: امروز فرقم را از وسط باز می كنم.

 

او همین كار را می كند و روز را بخوشی می گذراند.

 

روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند و می بینید كه فقط یك تار مو روی سرش مانده.

 

بخود می گوید: امروز موهایم را از پشت جمع می كنم. او همین كار را می كند و روز شادی را می گذراند.

 

روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می كند می بیند كه حتی یك تار مو هم روی سرش باقی نمانده.

 

بخود می گوید: امروز مجبور نیستم كه موهایم را درست كنم. 

 

 شرایط روی انسان های بزرگ تاثیری نمیذاره.

 



:: بازدید از این مطلب : 1005
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 28 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

چند ژل دور چشم خانگی و جالب!
ژل دور چشم، یک ژل طراوت دهنده و سبک است که به راحتی جذب می‌شود و پوست را مرطوب و سلول‌های آسیب دیده را ترمیم می‌کند.
ژل کلاسیک خنک کننده‌ی خیار و آلوئه ورا
این هم دستور ژل مورد علاقه‌ی ما! این ژل چشم، پوست را مرطوب خواهد کرد و پف زیر چشم را برطرف می‌کند. ساقه‌های تازه‌ی آلوئه ورا، ۴/۱ خیار قطعه قطعه شده، ظرف شیشه‌ای کوچک در دار و استریل، کاسه‌ی شیشه‌ای، الک، و مخلوط کن، چیزهایی است که نیاز دارید.


دستور تهیه:
خیار را قطعه قطعه کنید و در مخلوط کن بریزید تا به شکل پوره در آید. با یک الک، این پوره را در یک لیوان شیشه‌ای صاف کنید. ساقه‌های آلوئه ورا را بصورت افقی ببرید. یک قاشق بردارید و ژل آن را بتراشید. پوره‌ی خیار و ژل آلوئه ورای تازه را در یک کاسه‌ی تمیز با هم مخلوط کنید.

 



:: بازدید از این مطلب : 845
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 28 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

روش های موثر برای سلامت و زیبایی پوست و مو

روغن بادام شیرین موها را تغذیه و ترمیم می کند. بدون اینکه مجبور باشید موها را کوتاه کنید، هر شب قبل از خواب این روغن را به موها بزنید.

 

خداحافظی با موهای دو شاخه

 

اغلب اوقات سر موها ترک خورده و حالت دو شاخه دیده می شود. استفاده مکرر از سشوار، اثرات نور خورشید، رنگ کردن موها و تغذیه نامناسب از جمله علل بروز این مشکل است. اما خوشبختانه می توان به راحتی از این موخوره ها راحت شد و ظاهر زیباتری به موها بخشید. کمی روغن بادام شیرین کافی است!

 

 

روغن بادام شیرین موها را تغذیه و ترمیم می کند. بدون اینکه مجبور باشید موها را کوتاه کنید، هر شب قبل از خواب این روغن را به موها بزنید. البته موها باید کاملا خشک باشند. کمی روغن را کف دست ها بریزید و موها را با آن ماساژ دهید. موها را با روسری بپوشانید و بخوابید. اگر در این صورت راحت نیستید می توانید روغن را صبح به موها بزنید البته باید حداقل دو ساعت روی موها بماند. سپس مانند همیشه موها را بشویید. اگر پانزده روز این کار را ادامه دهید می توانید تفاوت را در موها ببینید.

 

 

پوست درخشان

 

زیبایی پوست به وضعیت سلامت عمومی بدن چه از نظر جسمی وچه از نظر روانی بر می گردد. برای داشتن پوستی زیبا لازم است تا رطوبت کافی پوست تامین شود، تغذیه متعادل رعایت گردد و حداقل 8 ساعت خواب شبانه نیز در برنامه زندگی گنجانده شود. علاوه بر اینها راهکارهای ساده ای نیز برای درمان برخی مشکلات پوستی وجود دارد:

 



:: بازدید از این مطلب : 800
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 28 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

خانم هایی که آرایش نمی کنند، بخوانند!!
بهتر است از شیر پاک کن های حاوی الکل کمتر استفاده نمایید.
شاید از جهت اینکه اهل آرایش نیستید فکر کنید که به جز یک کرم مرطوب کننده برای دست و صورت و هر از گاهی یک ضد آفتاب به چیز دیگری نیاز نداشته باشید اما بهتر است بدانید که حتی اگر از هیچ لوازم آرایشی هم استفاده نمی کنید بهتر است برای محافظت از پوست خود و پیشگیری از کک و مک و لک در سنین بالاتر، این یک قلم را جلوی میز آرایش خود داشته باشید.شیر پاک کن ها علاوه بر اینکه حلال خوبی برای پاک کردن مواد آرایشی هستند می توانند منافذ پوست افرادی را هم که آرایش نمی کنند نیز تمیز کنند .



:: بازدید از این مطلب : 1070
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 28 دی 1394 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : dl9800

کرم زنجبیل برای پوست های خشن

می توانید چند قطره آب پرتقال یا روغن اسانس برای اینکه عطر مناسبی داشته باشد به آن اضافه کنید.

 زنجبیل تحریک کننده است و روغن آرامش بخش است. این ترکیب را برای پوست خشک استفاده کنید.

 

    یک تکه ۵ سانتی متری زنجبیل تازه

    ۲ قاشق چایخوری روغن کنجد

    دو قاشق چایخوری روغن دانه زرد آلو

    دو قاشق غذا خوری روغن ویتامین E

    نصف فنجان کره کاکائو

 

فر را با کمترین درجه گرم کنید. زنجبیل را در آن قرار دهید تا آب آن خارج شود شما یک هشتم قاشق چایخوری آب زنجبیل نیاز دارید. برای این منظور می توانید آنرا فشار دهید تا داخل ظرفی کوچک بریزد بقیه مواد را و همچنین آب زنجبیل را در ظرفی شیشه ای که قابل گرم کردن باشد بریزید و آنرا آنقدر گرم کنید که کره کاکائو ذوب شود و با روغن مخلوط گردد. آنها را خوب هم بزنید و سپس در ظرفی خشک و تمیز بریزید و آنرا در جایی سرد و خشک نگهداری کنید. می توانید چند قطره آب پرتقال یا روغن اسانس برای اینکه عطر مناسبی داشته باشد به آن اضافه کنید.

____________________________

 



:: بازدید از این مطلب : 741
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 28 دی 1394 | نظرات (0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید